پایان نامه بررسی رابطه میان حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری در شرکت های بورس |
در این تحقیق، ارتباط میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. سازوکارهای حاکمیت شرکتی شامل درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی، اندازه هیئت مدیره (تعداد اعضای هیئت مدیره)، ترکیب هیئت مدیره (نسبت مدیران غیرموظف هیأت مدیره) و جدابودن سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره که متغیر مستقل تحقیق و سرمایه فکری با ابعاد آن، شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه فیزیکی میباشد به عنوان متغیر وابسته تحقیق، در نظر گرفته شده است. برای انجام این پژوهش، آن گروه از شرکتهای عضو بورس اوراق بهادار باید انتخاب شوند که اطلاعات مربوط به حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری آنها وجود داشته باشد. . تعداد شرکتهای تحقیق حاضر که در طول دوره مطالعه پنج ساله (1384 تا 1388)، از شرکتهای پذیرفته شده در بورس انتخاب گردیده است شامل 107 شرکت میباشد که در مجموع شامل 535 مشاهده در هر متغیر است. نتایج حاصل از فرضیه های پژوهش با بهره گرفتن از “روش رگرسیون چند گانه” حاکی از آن است که رابطه معنادار و مثبت معنی داری بین متغیرهای جدابودن سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره و سودآوری با سرمایه فکری، متغیرهای تعداد اعضای هئیت مدیره، اندازه و سودآوری با سرمایه انسانی و متغیرهای نسبت مدیران غیر موظف و ریسک سیستماتیک با سرمایه فیزیکی وجود دارد. همچنین، نتایج نشاندهنده رابطه معنی دار و منفی بین سهامداران نهادی با سرمایه فکری و بین سهامداران نهادی با سرمایه انسانی میباشد.
واژه های کلیدی:
حاکمیت شرکتی، سرمایه گذاران نهادی، اندازه هیئت مدیره، مدیران غیر موظف، جدا بودن سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره، سرمایه فکری
1-1- مقدمه
پیدایش مفهوم حاکمیت شرکتی[1] به شکل امروزی به ابتدای دهه 1990 در انگلستان، آمریکا و کانادا برمیگردد که به منظور پاسخ به مشکلات مربوط به کارایی هیئت مدیره شرکتهای بزرگ صورت پذیرفت. به تدریج با گسترش دامنه بحرانهای مالی طی سالهای اخیر تأکید بیشتری بر برقراری سازوکارهای حاکمیت شرکتی در سایر کشورهای دنیا شد. گرچه براساس قوانین کشورها، سهامداران مالکان شرکتها هستند و مدیران به نمایندگی از سوی آنها باید منابع سازمان را به نحوی تخصیص داده و اعمال مدیریت نمایند که در نهایت بیشترین عواید نصیب سهامداران شود. اما با گسترش و توسعه شرکت ها و پراکندگی بیشتر مالکان سهام عملاً کنترل سهامداران دشوارتر می شود، بنابراین عمده مسئولیتها بر دوش مدیران شرکتها از جمله هیئت مدیره و مدیرعامل منتقل می شود. بدیهی است تا زمانی که شرکت ها با مشکلاتی مواجه نشده اند امکان کنترل آنها فراهم است اما سهامداران شرکت در زمان مواجه با بحران، بلافاصله به اقداماتی مانند تغییر در کادر رهبری دست میزنند. از این رو ضرورت توجه به طراحی سازوکارهای کنترلی داخلی و خارجی اجتناب ناپذیر است که به مالکان کنترل برنامهها و اقدامات شرکت و خاصه فعالیتهای مدیران را فراهم نماید تا موجب پاسخگویی[2]، شفافیت[3] و مسئولیتهای اجتماعی بیشتر آنها باشد.
پس از رسواییهای مالی در آغاز قرن اخیر که کاهش اعتماد عمومی نسبت به اطلاعات و گزارشات مالی منتشر شده توسط شرکتها را به دنبال داشت، نیاز به اطلاعات بیشتر و با کیفیتتر افزایش یافته و منجر به تقاضای بیشتری در خصوص شفافیت بیشتر اطلاع رسانی و گزارشدهی شرکتها شده است. لذا میتوان اینطور نتیجه گرفت که شفافیت اطلاعات بیشتر برای شرکتها، اهداف حاکمیت شرکتی را بهتر محقق خواهد کرد.
تئوری نمایندگی[4] بیانگر این نکته است که شرکتهایی که دارای هزینه های نمایندگی[5] بالایی میباشند، سعی دارند تا این هزینههارا با افزایش فعالیتهای نظارتی از طریق حاکمیت شرکتی و افشای اختیاری[6] اطلاعات کاهش دهند (جنسن و مکلینگ،1976; ویلیامسون ،1981; فاما و جنسن،1983).
در واقع، هم حاکمیت شرکتی و هم اطلاعات سرمایه فکری، به منظور حمایت از سرمایه گذاران ارائه شده و در نتیجه کارایی بازار سرمایه را افزایش میدهد .
بیان اطلاعات سرمایه فکری، در دهه گذشته به دلیل وجود شرکتهای بزرگ با ارزشها و دارایی های نامشهود[7]، افزایش پیدا کرده است. آنها بر این باورند که باید اطلاعات مختلف غیرمالی به منظور کاهش شکاف اطلاعاتی منتشر شود.گاتری و همکاران(2003) این استدلال را می کنند که در شرکتها، مدیران از اهمیت سرمایه های فکری آگاه شده اند.
افشای اطلاعات مربوط، مناسب و کامل در گزارشهای مالی شرکتها و مدیران می تواند برای کاهش تضاد منافع و کاهش عدمتقارن اطلاعاتی[8] بین مدیران و سهامداران، مفید باشد.
حاکمیت شرکتی با کیفیت، می تواند نقش موثری در افزایش میزان و کیفیت اطلاعات سرمایه فکری[9] ایفا کند.
در این پژوهش رابطه برخی از سازوکارهای حاکمیت شرکتی شامل میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی[10]، نسبت مدیران غیرموظف، اندازه هیئت مدیره، جدابودن مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره با ابعاد مختلف سرمایه فکری بررسی می شود.
1-2- بیان و تشریح موضوع
در سالهای اخیر، سازمان توسعه و همکاری اقتصادی[11] و قانونگذاران اوراق بهادار در بسیاری از کشورها، حاکمیت شرکتی در شرکتها را در نظر گرفتهاند و این عوامل نقش مهمی را در حفظ و بقای سرمایه گذاران و کارایی بازار سرمایه ایفا می کنند )بلوریبون،1999; گزارش کدبری،1992(.
مالکان با بزرگتر شدن شرکتها، اداره آنها را به مدیران تفویض کردند. نظریه نمایندگی به موضوعاتی اشاره دارد که در زمان چشمپوشی کارگماران (مالکان) از کنترل شرکت، به وسیله مدیرانی (کارگزارانی) به وجود میآیند که برای اداره شرکت منسوب شده اند. به این ترتیب، این امکان بالقوه به وجود می آید که مدیران تصمیماتی را اتخاذ نمایند که به نفع یا علیه منافع سهامداران باشد.
تئوری نمایندگی بیانگر این نکته است که شرکتهایی که دارای هزینه های نمایندگی بالایی میباشند، سعی دارند تا این هزینههارا با افزایش فعالیتهای نظارتی از طریق حاکمیت شرکتی کاهش دهند (جنسن و مکلینگ،1976; ویلیامسون ،1981; فاما و جنسن،1983).
در واقع حاکمیت شرکتی، به منظور حمایت از سرمایه گذاران ارائه شده و در نتیجه کارایی بازار سرمایه را افزایش میدهد. حاکمیت شرکتی در برگیرنده مجموعه روابط بین سهامداران، مدیران، حسابرسان و سایر افراد ذینفع است که متضمن برقراری نظام کنترلی به منظور رعایت حقوق سهامداران جزء و اجرای صحیح مصوبات مجمع و جلوگیری از سوء استفادههای احتمالی میباشد. این قانون که مبتنی بر نظام پاسخگوئی و مسئولیت اجتماعی استوار است، مجموعه ای از وظایف و مسئولیتهایی است که باید توسط ارکان شرکت صورت گیرد تا موجب پاسخگوئی و شفافیت گردد.
سازوکارهای حاکمیت شرکتی از قبیل (تمرکز مالکیت، درصد مالکیت سهامداران نهادی، ترکیب هیئت مدیره، رهبری هیئت مدیره، اندازه هیئت مدیره، نفوذ مدیرعامل، مدت زمان تصدی مدیرعامل در هیئت مدیره و…) بر اطلاعات ارائه شده توسط شرکت و سرمایهگذارا ن آنها اثر میگذارد و احتمال عدم افشای کامل و مطلوب اطلاعات و افشای اطلاعات کم اعتبار را کاهش میدهد. تحقیقات نشان میدهد در صورت وجود نظارت مؤثرتر هیأت مدیره بر مدیریت، کیفیت و کفایت اطلاعات منتشر شده توسط مدیریت افزایش مییابد.
تحولات نوین در عرصه اقتصاد، جهانی شدن و پیامدهای آن موجب شده تا عملکرد شرکتها بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گیرد. سهامداران، سرمایهگذاران، مشتریان، مدیران، کارکنان، عرضهکنندگان مواداولیه، توزیع کنندگان، موسسات و نهادهای دولتی و به نوعی همه کسانی که با موسسات مختلف درگیر هستند همواره این موسسات را ارزیابی می کنند. درگذشته بیشتر ارزیابیها به صورت ارزیابی عملکرد شرکتها با شاخص های مالی و ارزیابی دارایی های مالی و ملموس یک موسسه صورت میگرفت، اما با ظهور عصر اطلاعات و اقتصاد دانش محور ،ارزیابی سازمانها از تاکید بر منابع مالی و ملموس به سمت دارایی های نامشهود کشانده شده است
که عموماً دارائیهای نامشهود را سرمایه فکری مینامند. سرمایه فکری سرمایهای فراتر از دارایی های فیزیکی و دارایی های مشهود است که به سرمایه فکری در حسابداری دارایی های نامشهود غیرقابل معامله میگویند.
تفکر سنتی در اقتصاد که مبتنیبر اندازه گیری منابع و دارایی های مشهود مادی بود، امروزه جای خود را به ارزشآفرینی ناشی از دارایی های نامشهود داده است. این رویکرد مبتنی بر این تفکر بود که هر سازمانی تواناییها، امتیازات و منابع غیرمادی منحصر به فرد و متمایزی از سایر سازمآنها دارد که منشأ خلق ارزش و ثروت است. از اینرو لازم است همه منابع و ظرفیتهای سازمانی و دارایی های برون ترازنامهای شناسایی و اندازه گیری شوند. سرمایه فکری شامل همه دارایی هایی است که در ترازنامه شرکت نشان داده نمی شود و شامل آن دسته از دارایی های نامشهود مانند علایم تجاری، اختراعها، امتیازها، همکاریهای تحقیقاتی، آموزش کارکنان و برتریهای انسانی، ساختاری و ارتباطات محیطی است که به روشهای حسابداری در صورتهای مالی منعکس نمی شود.
دارایی های نامشهود هنوز به صورت یک استاندارد، که شرکتها را ملزم به افشای آن در صورتهای مالی کند وجود ندارد، فلذا شرکتها میتوانند این دسته از دارایی ها را به صورت اختیاری در صورتهای مالی خود افشا نمایند.
سووینی (1997) چارچوبی را در خصوص تقسیم بندی سرمایه فکری به 3 دسته سرمایه انسانی[12]، ساختار داخلی[13] و ساختار خارجی[14] ارائه می کند.
استیوارت (1997) سرمایه فکری را به سه دسته ،سرمایه های انسانی، ساختاری و مشتری تقسیم می کند.
تحقیقات صورت گرفته، نشان میدهد که سازوکارهای حاکمیت شرکتی، بهتر میتوانند، کیفیت و کمیت افشای اطلاعات در شرکتها را افزایش دهند(رحیمیان و همکاران،1388).
اطلاعات سرمایه فکری شامل اطلاعات مالی و غیر مالی است که به عنوان یک فرایند ،شاخص ها را درون یک چارچوب قرار میدهد.(باخ،2003)
بنابراین، این اطلاعات نقش مهمی را در کاهش عدمتقارن اطلاعاتی بازی و منجر به یک تضاد منافع بالقوه بین مدیران و سهامداران شده که به دنبال آن مدیران ترجیح می دهند ، اطلاعاتی که باعث افزایش منافع خودشان و سهامداران می شود را افشا کنند.
اگرچه استانداردهای پذیرفته شده حسابداری از شناسایی بیشتر سرمایه فکری در صورتهای مالی جلوگیری می کند. اما سرمایه گذاران با این وجود، ارزش سرمایه فکری را در تصمیمات خود درک کرده اند و امروزه به رغم افزایش اهمیت دارایی های نامشهود، بخصوص سرمایه های معنوی و فکری در شرکتها، اکثر سیستمهای حسابداری قادر به محاسبه و افشا سرمایه فکری نمیباشند.
سرمایه فکری،در دهه گذشته به دلیل وجود شرکتهای بزرگ با ارزشها و دارایی های نامشهود، افزایش پیدا کرده است. آنها بر این باورند که باید اطلاعات مختلف غیر مالی به منظور کاهش شکاف اطلاعاتی منتشر شود. گاتری و همکاران(2003) این استدلال را می کنند که در شرکتها، مدیران از اهمیت سرمایه های فکری آگاه شده اند.
با وجود اهمیت زیاد افشای سرمایه فکری (عبدل خلیل، 2003; هابرسام و پیبر،2003) هنوز چیز زیادی برای یادگیری در مورد اینکه تا چه حد حاکمیت شرکتی می تواند یکی از عوامل تعیین کننده سرمایه فکری باشد، ارائه نشده است.
درصدد هستیم که بوسیله تئوری نمایندگی نشان دهیم که سازوکارهای حاکمیت شرکتی و اطلاعات سرمایه فکری می تواند در جهت کاهش تضادهای نمایندگی[15] مورد استفاده قرار گیرد.
در این تحقیق با توجه به تئوری نمایندگی به بررسی ارتباط بین سازوکارهای حاکمیت شرکتی[16] که شامل ]سرمایه گذاران نهادی، اندازه هیئت مدیره (به عنوان مثال، تعداد اعضای هیئت مدیره)، ترکیب هیئت مدیره[17] (نسبت مدیران موظف یا نسبت مدیران غیرموظف به هیأت مدیره)، رهبری هیئت مدیره (به عنوان مثال، جدابودن مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره[18])[ و سرمایه های فکری در شرکتها میپردازیم.
با انجام این تحقیق، ارتقای سازوکارهای حاکمیت شرکتی و نیز اطلاعات مربوط به سرمایه فکری و ارتباط میان این دو را مورد بررسی قرار خواهیم داد. فلذا با توجه به مطالعات قبلی صورت گرفته، به بررسی ارتباط بین برخی از سازوکارهای حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری، که اطلاعات آن توسط شرکتها افشا شده است، خواهیم پرداخت.
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
با اجرای حاکمیت شرکتی، منافع شرکت و مدیران و سرمایه گذاران و سایر ذینفعان[19] تامین شده و احتمال عدم افشای کامل و مطلوب اطلاعات و افشای اطلاعات کماعتبار را کاهش میدهد.
اطلاعات سرمایه فکری نقش مهمی را در کاهش عدمتقارن اطلاعاتی بازی و منجر به یک تضاد منافع بالقوه بین مدیران و سهامداران شده که به دنبال آن مدیران ترجیح میدهند، اطلاعاتی که باعث افزایش منافع خودشان و سهامداران می شود را افشا کنند.
1-4- ادبیات موضوع یا پیشینه تحقیق
تحقیقات بسیاری در رابطه با حاکمیت شرکتی در خارج از کشور صورت پذیرفته است که برخی از آنها با توجه موضوع تحقیق حاضر به شرح زیر میباشد.
- یافته های یرمک(1996)نشان میدهد که یک رابطه منفی بین ارزش بازار و اندازه هیئت مدیره وجود دارد.
- فینکنشتاین و هامبریک (1996)آنها بیان کردند که “یکی از عناصر قدرت قبل از هیئت مدیره، مدیرعامل است”. جدا بودن مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره، توانایی هیئت مدیره را در کنترل موثر و صحیح مدیران ارشد که می تواند منجر به سطوح پایین افشا ی اختیاری و شفافیت شود را نشان میدهد.
- الگازار (1998) نشان میدهد که سهامداران نهادی میتوانند منجر به سطح بالاتری از افشای اختیاری شوند.
- کان یون و پک (1998) شواهدیتجربیرادرارتباطباوجودرابطهمنفیبیناندازه هیئت مدیره و حقوق صاحبان سهام را ارائه کردند.
- وافز (2000) در بررسی تجربی صورت گرفته، متوجه شد که درآمد دریافتی فعالان بازار از شرکتهایی که اندازه کوچکتری داشتند ، بیشتر است . یافته های وی با این تصور که اندازه هیئت مدیره با کیفیت نظارت هیئت مدیره رابطه معکوس دارد، سازگار است.
- بوزولان (2003) مدارکی دال بر اثر مثبت نوع صنعت و اندازه شرکت بر سطوح افشا سرمایه فکری برای شرکتهای ارائه کرد.
- گال و لیونگ (2004) به بررسی ارتباط ساختار هیئت مدیره از نظر جدا بودن مدیر عامل از هیئت مدیره و نسبت مدیران غیر موظف با افشای اختیاری پرداختند .آنها دریافتند که بین آنها رابطه منفی معنی داری برقرار است.
- دی(2005)بیانکرد،اعتبار و قابلقبولبودنسودهاباکیفیتهیأتمدیرهافزایشمییابد. اینیافته هابیانمی کنندکیفیتحاکمیتشرکتیبایدباعدم تقارناطلاعاتیکمتردراطرافسودهایگزارششده،مرتبطباشد.
- باخ و همکاران (2005) نشان دادند که ساختار مالکیت بر میزان افشای سرمایه فکری تاثیر میگذارد.
- چنگ و کورتنای (2006) به این نتایج رسیدند که ارتباط معنیداری بین نسبت استقلال مدیران غیرموظف و افشای اختیاری برقرار است .
- پاتیلی و پرنسیپ (2007) نشان دادند که یک رابطه مثبتی بین نسبت مدیران مستقل در هیات مدیره و میزان افشای اختیاری وجود دارد.
- کاناگارتنام و همکاران (2007) نشان دادند شرکتهای دارای حاکمیت شرکتی قوی، عدمتقارن اطلاعاتی کمتری در اطراف اعلامیههای سو دارند.
- آسم و همکاران(2009)، تحقیق تحت عنوان “حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری: مطالعه در یک مؤسسه آکادمیک” انجام دادند. هدف اصلی آنها بررسی ارتباط بین حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری در دانشگاه آمریکایی از دیدگاه اعضاء هیئت علمی تمام وقت این دانشگاه بوده است و همچنین و سؤال اصلی آنها این بود که یک حاکمیت شرکتی خوب چگونه می تواند منجربه جذب و نگهداری سرمایه فکری شود. نتایج آنها حاکی از این بود که وجود حاکمیت شرکتی در این دانشگاه می تواند منجر به جذب و نگهداری سرمایه فکری شود.
- امان و همکاران(2010)، به “بررسی حاکمیت شرکتی و ارزش شرکت: شواهد بینالمللی” پرداختند در این مقاله آنها به بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی، سطوح شرکت و ارزش شرکت براساس داده هایی 6636 شرکت در 22 کشور توسعه یافته در دوره زمانی 2007 – 2003 پرداختند. نتایج نشان میدهد که یک ارتباط مثبت معناداری بین حاکمیت شرکتی و ارزش شرکتها وجود دارد.
تحقیقاتی که در رابطه با سرمایه فکری در خارج از کشور صورت پذیرفته است به شرح زیر میباشد.
- کوجانسیوولونگویست(2005) سرمایهفکریرابرای 11تاازبزرگترین صنایعفنلاندبررسیکردند. نتایجنشاندادکهشرکتهایعامالمنفعهازمنابعسرمایه فکریخوداستفادهبیشتریکرده اند.
- کوئنو کایمناکیس (2007) ،بهمطالعهرابطهسرمایهفکریوعملکرددرشرکتهایدانشمحور بااندازهمتوسطپرداختند. یافته هایپژوهشبیانگرآنبودکهروابطمتقابل طبقه های مختلفدارایی هایفکریدرشرکتهاییبااندازهمتوسطازبرخیجنبههاباشرکتهای بزرگمتفاوتاست. همچنینداده هایتجربینشاندادکه طبقه هایمشخصیازسرمایه فکریبرعملکردشرکتتأثیرمثبتدارد.
- تاوستیگاوتالوگورووا (2007)،رابطهسرمایهفکریوعملکردرادرروسیهموردبررسیقراردادند . یافته های) پژوهشبیانگرآنبودکهسرمایهفکریبه ویژهسرمایه هایساختاریوانسانییکمعیاراولیهبرایتعیینعملکرداست.
- باسوتوماس (2007)،بااستفادهازروشکارتارزیابیمتوازنبهبررسی رابطهعملکردوسرمایهفکریپرداختندوبهایننتیجهرسیدندکهکارتارزیابیمتوازن یکروشارزیابیارزشمنددرموردسرمایهفکریاست.
- تای و چن[20] (2009)، با یک مدل جدید،رویکرد فازی دو طرفه به ارزیابی سرمایه فکری پرداختند. عنوان پژوهش، مربوط به ارزیابی یک مدل جدید سرمایه فکری بر پایه محاسبه متغیر روانشناسی میباشد.آنان توانستند سرمایه های فکری سازمانها را از طریق مدل فازی دوبل بسنجند.
- لو و وی[21](2010)، تحقیقی در مورد تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد شرکتهای خرده فروشی انجام دادهاند و نتیجه گیری نمودند که سرمایه فکری،علاوه بر بیان ارزش واقعی این شرکتها سبب ایجاد مزیتهای رقابتی بین شرکتهای خرده فروشی میشوند. در واقع سرمایه فکری بر عملکرد مالی شرکتهای نامبرده اثر دارد.
- مادیتینوس و همکاران(2011) به بررسی اثر سرمایه فکری بر ارزش بازار شرکت ها و عملکرد مالی، پرداخت که طی تحقیقشان به این نتیجه دست یافتند که رابطه آماری معنی داری بین بازده سرمایه انسانی و عملکرد مالی وجود دارد.
حاکمیت شرکتی یکی از بحثهایی است که در چند سال اخیر در کشور ما مورد توجه قرار گرفته ،که به برخی از مهمترین تحقیقاتی که در این رابطه صورت گرفته، اشاره میکنیم.
- انواریرستمیوسراجی (1384)رابطهسرمایهفکریوارزشبازارسهامشرکتهایبورساوراقبهادارتهرانرابااستفادهاز 5 روشمختلفکمیوسادهموردبررسیقرار دادند.
- قلیچلی(1385)،بهتبییننقشسرمایه هایفکریواجتماعیدرمزیترقابتیدردوشرکتایرانخودرووپارسخودروپرداختوبهایننتیجهرسید؛کهبینسرمایهاجتماعیوفکریرابطهمثبتومعناداروجوددارد . بهعبارتدیگر،باافزایشسرمایهاجتماعی،سرمایهفکریافزایشمییابد. همچنینتأثیرسرمایهاجتماعیازطریقسرمایهفکریبرمزیترقابتیبیشترازتأثیرسرمایهاجتماعیبرمزیت رقابتیبود.
- مریماسماعیلی(1385)دریافت،درصدمدیرانغیرموظفودرصدمالکیتاعضایهیاتمدیرهباعثافزایشکیفیتسودشدهوافشاراارتقاءمیدهد.
- علیسالکی (1388)نتایجحاصلنشانمیدهد،میانواحدحسابرسیداخلیونسبتمدیران غیرموظفهیاتمدیرهومعیارهایعدمتقارن اطلاعاتیرابطهمعناداریوجودندارد. امامیاندرصدمالکیتسرمایهگذاراننهادیوعدم تقارناطلاعاتیرابطهمنفیمعناداریوجوددارد
- سیدمهدیپارچینیپارچین (1388) دریافتکهرابطه معناداریبینافشایاختیاریواستقلالهیاتمدیرهوجودندارد.
و هم چنین پژوهشهایی در زمینه سرمایه فکری در ایران انجام شده است که به شرح زیر میباشد.
- امانگلدیصدقی (1387) نشان داد که ضریبکاراییهریکازعناصرسرمایهفکریبرنرخبازدهحقوق صاحبانسهامتأثیرمثبتومعناداریداشتند. تأثیرضریبکارایی سرمایهفیزیکیوانسانیبرسودهرسهم مثبتاماتأثیرضریبکاراییسرمایهساختاریمنفیومعناداربود.تأثیرضریبکاراییسرمایه هایفیزیکی وساختاریبرنرخبازدهسالانهمثبتاماتأثیرضریبکاراییسرمایهانسانیبرآنمنفیومعناداربود .
- یافته های تحقیق مهرنازمهدیزاده(1389)نشانمیدهد،سرمایه هایفکری،انسانی، مشتری(رابطه ای)وساختاریدربررسیجداگانهومستقلازیکدیگر،باعملکردرابطهمعناداردارند؛ درحالیکهدربررسیهمزمانصرفاًرابطهسرمایهساختاریوانسانیباعملکردمعناداراست.
1-5- اهداف تحقیق
یکی از اهداف این تحقیق بررسی برخی از سازوکارهای حاکمیت شرکتی و تقویت این سازوکارها در ایران میباشد، هدف دیگر این تحقیق بررسی اطلاعات سرمایه فکری که به دلیل عدم وجود استاندارد در ایران، افشای آن به صورت اختیاری میباشد و همچنین بررسی آثار این عوامل را بر بورس اوراق بهادار تهران مشاهده خواهیم کرد .
اهداف اصلی تحقیق
هدف اصلی 1 -تعیین رابطه میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری شرکتها
هدف اصلی 2 -تعیین رابطه میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها
هدف اصلی 3-تعیین رابطه میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها
هدف اصلی 4-تعیین رابطه میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها
اهداف فرعی تحقیق
هدف فرعی1-1) تعیین رابطه میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی1- 2) تعیین رابطه میان اندازه هیئت مدیره شرکت و سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی1-3) تعیین رابطه میان ترکیب هیئت مدیره و سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی1-4) تعیین تفاوت میان سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است .
هدف فرعی2-1)تعیین رابطه میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی2-2) تعیین رابطه میان اندازه هیئت مدیره شرکت و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی2-3) تعیین رابطه میان ترکیب هیئت مدیره و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی 2-4) تعیین تفاوت میان بعد انسانی سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است
هدف فرعی 3-1) تعیین رابطه میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی 3-2) تعیین رابطه میان اندازه هیئت مدیره شرکت وبعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی 3-3) تعیین رابطه میان ترکیب هیئت مدیره و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی 3-4) تعیین تفاوت میان بعد ساختاری سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است .
هدف فرعی 4-1) تعیین رابطه میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی 4-2) تعیین رابطه میان اندازه هیئت مدیره شرکت و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی 4-3) تعیین رابطه میان ترکیب هیئت مدیره و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها
هدف فرعی 4-4) تعیین تفاوت میان بعد فیزیکی سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است.
1-6- سؤالات تحقیق
سوالات تحقیق حاضر شامل دو قسمت، سوالات اصلی و سوالات فرعی میباشد.
سوالات اصلی تحقیق
سوال اصلی 1–چه ارتباطی میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری شرکتها، وجود دارد؟
سوال اصلی 2– چه ارتباطی میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها وجود دارد؟
سوال اصلی 3- چه ارتباطی میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها وجود دارد؟
سوال اصلی 4- چه ارتباطی میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها وجود دارد؟
سوالات فرعی تحقیق
سوال فرعی1- 1) چه ارتباطی میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و سرمایه فکری شرکتها، وجود دارد؟
سوال فرعی 1-2) چه ارتباطی میان اندازه هیئت مدیره شرکت و سرمایه فکری شرکتها، وجود دارد؟
سوال فرعی1- 3) چه ارتباطی میان ترکیب هیئت مدیره و سرمایه فکری شرکتها، وجود دارد؟
سوال فرعی1- 4) چه تفاوتی میان سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است، وجود دارد؟
سوال فرعی2-1) چه ارتباطی میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها، وجود دارد؟
سوال فرعی2-2) چه ارتباطی میان اندازه هیئت مدیره شرکت و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها وجود دارد؟
سوال فرعی2-3) چه ارتباطی میان ترکیب هیئت مدیره و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها ارتباط وجود دارد؟
سوال فرعی2-4) چه تفاوتی میان بعد انسانی سرمایه فکری درشرکتهایی که سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است، وجود دارد؟
سوال فرعی3-1) چه ارتباطی میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها، وجود دارد؟
سوال فرعی 3-2) چه ارتباطی میان اندازه هیئت مدیره شرکت و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها وجود دارد؟
سوال فرعی 3-3) چه ارتباطی میان ترکیب هیئت مدیره و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها، وجود دارد؟
سوال فرعی 3-4) چه تفاوتی میان بعد ساختاری سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است، وجود دارد؟
سوال فرعی 4-1) چه ارتباطی میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها، وجود دارد؟
سوال فرعی 4-2) چه ارتباطی میان اندازه هیئت مدیره شرکت و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها، وجود دارد؟
سوال فرعی 4-3) چه ارتباطی میان ترکیب هیئت مدیره و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها وجود دارد؟
سوال فرعی 4-4) چه تفاوتی میان بعد فیزیکی سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی
که سمت مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است، وجود دارد؟
1-7- فرضیه های تحقیق
فرضیه های تحقیق حاضر شامل دو قسمت، فرضیه های اصلی و فرضیه های فرعی میباشد.
فرضیه های اصلی تحقیق
فرضیه اصلی 1–میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و سرمایه فکری شرکتها، ارتباط وجود دارد.
فرضیه اصلی 2– میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها ارتباط وجود دارد.
فرضیه اصلی 3- میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها ارتباط وجود دارد.
فرضیه اصلی 4- میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها ارتباط وجود دارد.
فرضیه های فرعی تحقیق
فرضیه فرعی 1-1) میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی1- 2) میان اندازه هیئت مدیره شرکت و سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی1- 3) میان ترکیب هیئت مدیره و سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی1- 4) میان سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است ، تفاوت وجود دارد.
فرضیه فرعی2-1) میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی2-2) میان اندازه هیئت مدیره شرکت و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی2-3) میان ترکیب هیئت مدیره و بعد انسانی سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی2-4) میان بعد انسانی سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است، تفاوت وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-1) میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-2) میان اندازه هیئت مدیره شرکت و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-3) میان ترکیب هیئت مدیره و بعد ساختاری سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی 3-4) میان بعد ساختاری سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است ، تفاوت وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-1) میان میزان مالکیت سرمایه گذاران نهادی و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-2) میان اندازه هیئت مدیره شرکت و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-3) میان ترکیب هیئت مدیره و بعد فیزیکی سرمایه فکری شرکتها رابطه وجود دارد.
فرضیه فرعی 4-4) میان بعد فیزیکی سرمایه فکری در شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک شده است و شرکتهایی که سمت مدیرعامل از رئیس هیئت مدیره تفکیک نشده است، تفاوت وجود دارد.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول– کلیات تحقیق
- مقدمه 2
- بیان و تشریح موضوع 3
- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق 6
- ادبیات موضوع یا پیشینه تحقیق 6
- اهداف تحقیق 10
- سوالات تحقیق 12
- فرضیه های تحقیق 14
- کاربرد تحقیق 15
- استفاده کنندگان از نتایج تحقیق 16
- روش انجام تحقیق 16
- قلمرو زمانی و مکانی تحقیق 16
- روش و ابزار گردآوری اطلاعات 17
- جامعه آماری 17
- روش نمونه گیری 17
- روشهای آماری تجزیه و تحلیل اطلاعات 18
- تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی 19
- ساختار تحقیق 21
فصل دوم –ادبیات تحقیق
2-1. مقدمه 23
2-2. حاکمیت (راهبردی) شرکتی 24
2-2-1. ریشه های تاریخی حاکمیت شرکتی 24
2-2-2. تعاریف و مفاهیم حاکمیت شرکتی 25
2-2-3. پایگاه نظری حاکمیت شرکتی 28
2-2-3-1. نظریه نمایندگی 29
أ |
2-2-3-2. نظریه گروههای ذینفع 31
فهرست مطالب
عنوان صفحه
2-2-3-3. نظریه هزینه معاملات 34
2-2-4. سازوکارهای حاکمیتی شرکتی 35
2-2-4-1. سازوکارهای حاکمیت شرکتی بین المللی 37
2-2-4-2. سازوکارهای حاکمیت داخلی 38
2-2-4-3. سازوکارهای حاکمیتی خارجی 52
2-2-5. حاکمیت شرکتی در ایران 57
2-2-6. تعاریف مبتنی بر پاسخگویی 60
2-3. سرمایه فکری 61
2-3-1. سرمایه های فکری 61
2-3-2. تعاریف مربوط به سرمایه های فکری 64
1-3-3. سیر تاریخی سرمایه های فکری. 67
2-3-4. بررسی علل وجود تفاوتها در زمینه ارائه تعریفی واحد از سرمایه فکری 70
2-3-5. عناصر سرمایه فکری 71
2-3-5-1. سرمایه های انسانی 72
2-3-5-2. سرمایه های ساختاری 75
2-3-5-3. سرمایه اجتماعی(رابطهای)- مشتری 79
2-3-5-4. مالکیت معنوی 83
2-3-5-5. تحقیق و توسعه(R&D) 86
2-3-5-6. سرمایه نوآوری 89
2-3-6. طبقه بندی و مدلهای مفهومی سرمایه فکری 91
2-3-6-1. طبقه بندی ادوینسون و مالون 91
2-3-6-2. طبقه بندی بروکینگ 94
2-3-6-3. طبقه بندی روس و همکاران 96
فرم در حال بارگذاری ...
[جمعه 1399-09-28] [ 02:55:00 ب.ظ ]
|